close
تبلیغات در اینترنت
روستای تره طولگیلان

هواشناسی روستا

    هواشناسی تالش|روستای تره طولگیلان|حسین عزیزطولی

اوقات شرعی روستا

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 73
  • کل نظرات : 42
  • :: آمار بازديد
  • افراد آنلاين : 2
  • بازديد امروز : 141
  • بازديد کننده امروز : 20
  • گوگل امروز : 0
  • بازديد کلي : 121,114
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 18.212.93.234
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

نظرسنجی

نظر شما در مورد عملکرد سایت تره طولگیلان چیست؟




روستای تره تنگده طولگیلان

رزومه آقای التفات سنایی از زبان خودشان:
سلام با وجود اینکه مدت‌ها از زمان ارسال ایمیل شما می‌گذرد متاسفانه گرفتاری شغلی اجازه نداد تا آنچه از بنده خواسته بودید برایتان ارسال کنم،ولی مختصری از شرح حالم را برایتان می‌نویسم شاید مورداستفاده قرار گرفت.
در دهم خردادماه ١٣٣٧ شمسی در خانواده ای کشاورز در روستای تره تنگده (طول گیلان) به‌ عنوان سومین فرزند خانواده متولد شدم. تحصیلات ابتدایی را تا چهارم دبستان  در روستا و در طبقه فوقانی منزل مرحوم خانجان محفوظی طی کردم و چون در روستا امکان تحصیل برای کلاس های پنجم و ششم دبستان وجود نداشت مرحوم پدرم مرا به دبستان دولتی بهار که در ابتدای شهر نزدیک منزل مرحوم استاد شفیقی قرار داشت برد و ثبت نام کرد. از همان ابتدای ورود به مدرسه قیافه روستایی و لباس‌های نه چندان مناسب من و بقیه همکلاسی‌هایم که از تره به آنجا رفته بودیم جلب توجه می‌کرد و همکلاسی‌های شهری مان طرز لباس پوشیدن و لهجه روستایی مان را به سخره می‌گرفتند و به ما می‌گفتند شما از کلاس های اکابر و سپاه دانش که مبین سطح پایین تحصیلی آن زمان بود، آمده‌اید! وقتی دوستان تره ای به آنها می‌گفتند؛ التفات سنایی شاگرد اول ما است آنها مرا بیشتر مورد تمسخر قرار می‌دادند. برای دفاع از حیثیت دوستانم و اثبات این امر به شهری‌ها که روستایی‌ها علی رغم عدم دسترسی به امکانات و تغذیه مناسب می‌توانند، مستعد شاگرد ممتاز شدن باشند، عزم خود را جزم کردم تا شاگرد اول مدرسه باشم. به همین دلیل با وجود مشکلات عدیده و ازجمله طی کردن مسیر ٤ کیلومتری منزل تا مدرسه با پای پیاده و لباس های فاقد کیفیت، در جاده شوسه که اغلب فصول بارانی گل آلود و روزهای آفتابی با عبور وسایل نقلیه تونلی از خاک بر پا می‌کرد و تمام سروصورت و لباسهای مندرسمان را خاک آلود می‌کرد، تصمیم گرفتم شاگرد اول مدرسه باشم. و بعد گذشت چند مدت با تحقق این امر، طرز نگاه و قضاوت همکلاسی‌های همشهری مان به ما به نحو چشمگیری فرق کرد و موجب سربلندی دوستان روستایی ام شدم تفاوت آنچنان شد که معلمم در غیاب خود اداره کلاس و تدریس و اخذ امتحان و تصحیح اوراق را به من می‌سپرد و کل کلاس این موضوع را با احترام و اعتقاد راسخ پذیرفته بودند.
در امتحانات نهایی سال ششم دبستان با کل مدارس شهر به رقابت پرداختم و با تفاوت یک نمره که در امتحان شفاهی ادبیات نسبت به دخترخانمی که ممتحن آن معلم کلاس خودش بود شاگرد دوم شهرستان شدم و هنوز از این بی عدالتی که در حق من شد ناراحتم. اینکه گفتم بی عدالتی شاید در حال حاضر شنیدن آنچه اتفاق افتاده است، چندان مهم به نظر نرسد ولی انچنان در ذهن کودکانه من مؤثر بود که بعدها تقریباً آینده مرا رقم زد،یعنی باعث شد من از ادامه تحصیل در رشته پزشکی دست بردارم و جلب رشته حقوق شوم و تصورم این بود که اگر وکیل شوم با هر آنچه بی عدالتی است، مبارزه خواهم کرد تا حقی از هیچ انسانی بی جهت ضایع نشود.به هر تقدیر؛ سال اول دبیرستان را در دبیرستانی که آن موقع به یاد آقای رامبد "هلاکو رامبد" نامگذاری شده بود، ثبت نام کردم و با همان آرزوها و رؤیاهای کودکانه ام، قصد داشتم دوباره شاگرد اول بلامنازع دبیرستان و شهرم شوم و با همه شاگرد اول های مدارسی که به انجا آمده بودند رقابتی شدید را آغاز کردم. از هیچ رشته ای غافل نبودم و حتی از خط و نقاشی و ورزش هم بی اهمیت عبور نمی‌کردم سعی می‌کردم با خواندن کتاب‌های رمان که یا به‌ زحمت تهیه می‌کردم ویا از مرحوم سرودی کتابفروش شهرمان اجاره می‌کردم، بهترین انشاءها را بنویسم و از تحسین معلم انشاء خود بینهایت خوشحال می‌شدم و تشویق های آنان برایم خیلی مهم و راهگشا بودند، سعی می‌کردم زبان انگلیسی و ادبیات را فراتر از حد مدرسه بخوانم یادم می اید؛ تابستان‌ها ضمن مشارکت در کار کشاورزی و کمک به پدرم، شب‌ها که برای نگهبانی از برنج های در حال رسیدن، در کلبه نگهبانی (کوتوم) تا صبح بیدار می‌ماندم تا مانع خورده شدن شلتوک برنج به‌ وسیله گرازهای مهاجم شوم، زبان انگلیسی سال بعد را بخوانم و از بقیه با فاصله زیادی جلو باشم. به هرحال، تحصیلات متوسطه (هفتم تا دهم) را باکیفیت مناسبی به اتمام رساندم و کلاس دهم تا دوازدهم را در رشته طبیعی با معدل نزدیک به بیست به پایان رساندم. و با فاصله چهارعددی معدل رقیب دوران کودکی ام را پشت سر گذاشتم و به او ثابت کردم که وقتی پارتی بازی در میان نباشد رقابت عادلانه تر می‌گردد. یکی مشکلات تحصیلی دوره ما این بود که در رشته های مهم درسی مثل جبر و مثلثات، زبان و فیزیک یا معلم نداشتیم و یا معلم های ما متخصص درزمینه هایی که تدریس می‌کردند نبودند. ازاین رو تلاش مضاعف برای جبران این نقصیه، و رقابت در سطح کشور لازم بود. امتحانات نهایی و کنکور را پشت سر گذاشتم وبا اینکه رشته ام طبیعی (تجربی) بود، رشته ام را حقوق قضایی انتخاب کردم و در بین ١٠٠ نفری که دانشگاه تهران از بین داوطلبین انتخاب می‌کرد پذیرفته شدم و چون شاگرد اول شهرستان تالش بودم از طرف دانشگاه علوم پزشکی وقت (وابسته به شیر و خورشید) برای تحصیل در رشته پزشکی به تهران دعوت شدم. وسوسه تحصیل در رشته حقوق و مبارزه با بی عدالتی از یک سو و تحصیل در رشته پزشکی از سوی دیگر، مرا در دو راهی انتخاب قرار داده بود و بالاخره، حق طلبی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی بر تحصیل در رشته شیک و پراهمیت پزشکی، فائق آمد و این را هم می‌دانستم که چنانچه به رشته حقوق بروم، رقیب دوره کودکی ام جانشین من خواهد شد و او در کنکور سراسری در هیچ رشته ای پذیرفته نشده بود و بودند معلم‌هایی که برای اینکه او به رشته پزشکی برود مرا تشویق میکردند به رشته حقوق بروم و برخی به من می‌گفتند؛ او حاضر است برای رفتن تو به رشته حقوق و درنتیجه باز شدن راه او به رشته پزشکی، مبلغی هم به شما پرداخت کند. اما من به خاطر اینکه آنها با انگیزه رفتنم به رشته حقوق اشنایی نداشتند، به آنها فقط با لبخند پاسخ می‌دادم.
نهایتاً من به رشته حقوق امدم و او راهی رشته پزشکی شد. ورود من به دانشگاه مواجه با هیجانات انقلابی در دانشگاه همراه شد و جو دانشگاه کاملاً سیاسی بود. به نحوی که به درس خواندن زیادم ایراد می‌گرفتند و من پنهانی درس می‌خواندم تا اینکه در سال ١٣٥٧ انقلاب شد ومدتی دانشگاه‌ها تعطیل شدند و پس از مدتی که بازگشایی شدند، به‌عنوان انقلاب فرهنگی کلیه دانشگاه‌ها را برای مدت سه سال تعطیل کردند و این بدترین ضربهای بود که به تحصیلات اکادمیک و روحیه تحصیلی دانشجویان وارد شد و من هم که بلاتکلیف شده بودم به روستایم تره برگشتم و پس تحمل مشکلاتی بعد از انقلاب فرهنگی در سال ١٣٦٢ به دانشگاه برگشتم. تنها فایده این سه سال تعطیلی دانشگاه این بود که توانستم، در رشته عربی (صرف و نحو) به مطالعه بپردازم واطلاعاتم را در این زمینه تکمیل کنم و همزمان با دوره دانشجویی و بعد از ان در رشته عربی در دبیرستان‌های مهم تهران ازجمله؛ البرز، رازی و اندیشه به تدریس بپردازم. پس از فارغ التحصیل شدن در دانشگاه، به دلیل مشکلات مالی و کمک به خانواده و مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی، به کار مشغول شدم و نهایتاً در سال ١٣٧٠ وارد حرفه وکالت شدم و هم اکنون بیست و اندی سال است که به آنچه می‌خواستم رسیدم. و به‌عنوان وکیل پایه ١ دادگستری عضو کانون وکلای دادگستری مرکز هستم و تا آنجا که در توانم بوده از حق دفاع کرده ام و در مقابل ظالمین ایستاده ام و در بیش ٥٠٠ پرونده جنایی به صورت رایگان از موکلین خود دفاع کرده ام و همواره سعی کرده ام از فساد و حق کشی به دور، باشم. اما ازآنچه درزمینه تحصیلی انجام داده ام راضی نیستم. با اینکه در آزمون وکالت از نفرات اول و ممتاز بوده ام ولیکن، به دلایلی ازجمله تلاش برای معاش و کمک به خانوادهام که حق بزرگی برگردنم داشته‌اند، نتوانستم انچنان که باید تحصیلاتم را تکمیل کنم. و توصیه ام برای هم روستایی های عزیزم این است که؛ برای رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فروگذاری نکنند و بدانند سخت‌ترین مشکلات هر چند به سختی فولاد هم که باشند، در زیر نیروی تلاش و اراده آتشینتان ذوب خواهند شد. از تلاش و ادامه راه دریغ نورزید. هدف دست یافتنی است. هرگز از تجارب افراد موفق غافل نباشید و گذشته خود را فراموش نکنید و همیشه به آن افتخار کنید و بدانید موفقیت ریشه درگذشته و سختی‌های آن دارد و تجربه خود را در اختیار هم نوعان و همشهریان خود قرار دهید و همواره از تعصب و تکبر بپرهیزید واز موفقیت دیگران علی الخصوص همشهریان و هموطنان خود خوشحال باشید و همواره دست دیگران را در این مسیر به گرمی گرفته وبفشارید. به امید موفقیت همگی و مخصوصاً دوست و هم ولایتی مستعد و جوانمان اقای حسین عزیزطولی که انگیزه نقل این مقال بودند.
*.امیدوارم که با نظرات سازنده خود موجب دلگرمی ما باشید.

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. خسرو بهرام : درود آقای سنایی
    نوشته شما بسیار قشنگ و بسیار بسیار عمیق و تکان دهنده بود

    سلامت ، شاد و خوشبخت باشید


  1. سارا اسماعیلی مقدم : با سلام و احترام
    خدمت شما استاد بزرگوار ...شما اقای سنایی استاد بزرگوار شما از معدود کسانی هستین که بنده و خانواده بنده همیشه شما رو ستایش می کنیم و پدر بزرگوارم ...همیشه به نیکی از شما ید می کردن ...امیدوارم هر جا که هستین در کنار خانواده محترمتان شاد و خرم باشین..و باعث سربلندی همه فامیل ....خدا قوت


  1. مجتبي وطن دوست : با درود فراوان خدمت پسر عمه بسيار عزيز و بزرگوارم
    از خواندن سرگذشت سرشار از پند و آموزنده تان كه نشان از پاكي و صداقتتان دارد لذت فراوان بردم.مطمئناافتخار آفريني هاي شماالگوي بزرگي براي همه جوانان است .
    از صميم قلب برايتان آرزوي سلامتي و كاميابي دارم .
    از آقاي حسين عزيزطولي بابت قرار دادن اين پست بسيار مفيد سپاسگزارم.


  1. محمدباقر صدیقی : ممنونم از این که با این همه مشغله فراوان به این گونه روزمه خود را در میان گذاشته اید. درس های زیادی گرفتم.


  1. خسرو كياني : خلاصه زندگي نامه تان را بسيار شيوا و زيبا بيان نموده ايد . قابل احترام و ستايش است و بسيار تاثير گذار
    موفق و سلامت باشيد


  1. امین حاتمی12 : با درود فراوان به آقای سنایی رزومه ایشان من رو به فکر فرو برد با تقدیر و تشکر از آقای عزیزطولی
    پاسخ : آقای حاتمی از ابراز لطفتان صمیمانه ممنونم.



  1. مرتضي وطن دوست : با درود و آرزوي توفيق
    ضمنا script مربوط به refresh شدن Home Page احتمالا طوري
    نوشته شده است كه تمام Page هاي زير شاخه را هم تحت تاثير
    قرار داده و آن صفحات هم refresh ميشوند و فرصتي براي خواندن
    مطالب صفحه براي خواننده باقي نميگذارد و در عرض حدود 1 دقيقه
    refresh ميشود.
    پاسخ : اسکریپت مربوط به این امر اصلاح شد.



  1. مرتضي وطن دوست : عبارت هايي مانند: دستبردارم ، به هر تقدير، رشته ام ،
    تشويق هاي آنان ، كودكي ام ، نه چندان ، جلب توجه ،
    بيست به پايان . در همه اين عبارات و نظاير آنها دو يا سه كلمه
    و يا پسوند به چسبيده درج گرديده اند كه خواندن مطلب
    را دشوار ميسازد.
    پاسخ : اصلاح شد،از راهنمایی شما ممنونم



  1. مرتضي وطن دوست : با سلام مجدد!! و عرض خسته نباشيد. آقاي عزيزي ، در متن هايي كه
    در سايت درج مينماييد متاسفانه در خيلي از جملات افعال و كلمات به
    هم چسبيده درج گرديده اند . لطفا رسيدگي بفرماييد.
    پاسخ : با تشکر از راهنمایی شما ولی من به مشکلی بر نخوردم اگر امکان دارد به صورت دقیق مطرح نمایید تا اصلاح کنم،ممکن است مشکل از مرورگر شما باشد لطفا یک بار دیگه چک کنید و اگر به مشکلی برخورد کردید به بنده اطلاع بدهید
    ممنون



  1. مرتضي وطن دوست : با سلام و تشكر از شما و همچنين تقدرو تشكراز جناب آقاي سنايي
    (پسر عمه گرانقدرم) كه باعث افتخار روستا و شهرمان و الگويي براي
    همه جوانان و آينده سازان روستا و شهرمان ميباشند و با قلمي
    صميمانه و متوضعانه شرح حال پر افتخارشان را نگاشتند.

درباره ما

روستای تره طولگیلان
این سایت جهت معرفی روستای تره طولگیلان شهرستان تالش توسط حسین عزیزطولی طراحی و مدیریت می شود

موضوعات

  • دیباچه(معرفی روستا)
  • تاریخچه روستا 2
  • موقعیت جغرافیایی 1
  • آمار و ارقام 1
  • آداب و رسوم روستا 1
  • بزرگان و ریش سفیدان روستا 1
  • اخبار روستا
  • فراخوان و اطلاعیه ها 12
  • خبر جدید 18
  • افتخارات و مشاهیر روستا
  • نهادهی دولتی/اداری/خدماتی
  • شورای اسلامی روستا 1
  • دهیاری روستا 2
  • پست بانک روستا 1
  • خانه بهداشت روستا 0
  • دادگستری 1
  • هواشناسی سینوپتیک 0
  • آموزشی/فرهنگی/ورزشی
  • دبستان شهید ایرج کبودمهری 5
  • مهدکودک روستا 1
  • زمین فوتبال روستا 1
  • اماکن زیارتی و مذهبی
  • مسجد جامع روستا 1
  • بقعه متبرکه بابا اسماعیل 1
  • بقعه متبرکه قُشَه جد 1
  • شهیدان روستا 2
  • تولیدی/صنعتی/کشاورزی
  • کارخانه برنجکوبی 0
  • کارخانه چوب بری 0
  • آهن آلات و تولیدات فلزی 1
  • کارگاه بلوک زنی و مصالح ساختمانی 1
  • کارگاه جوراب بافی باوند 0
  • استخر پرورش ماهی 1
  • نانوایی ها
  • نانوایی بربری احمدنیا 0
  • نانوایی بربری محبی 0
  • نانوایی بربری سیدمحله 0
  • سوپرمارکت ها
  • آیناز(آزاد اسدی دخت) 1
  • علی عزیزطولی 0
  • افشین رضایی 1
  • عاکف اشرف 0
  • داریوش دانشور 0
  • پیام مرادی نژاد 0
  • حاج میرزا دانشور 0
  • کاسبرگ(محمد حسن آذرم) 1
  • رستوران/مواد پروتئینی/کافه(قلیان سرا)
  • رستوران ساحل 0
  • چلوکبابی دادلی 1
  • کافه پارادایس(آزادی) 0
  • کافه پیمان(محسن رضایی) 0
  • بخش علمی و فناوری و پزشکی