close
تبلیغات در اینترنت
روستای تره طولگیلان

هواشناسی روستا

    هواشناسی تالش|روستای تره طولگیلان|حسین عزیزطولی

اوقات شرعی روستا

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 73
  • کل نظرات : 42
  • :: آمار بازديد
  • افراد آنلاين : 3
  • بازديد امروز : 111
  • بازديد کننده امروز : 19
  • گوگل امروز : 0
  • بازديد کلي : 121,084
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 18.212.93.234
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

نظرسنجی

نظر شما در مورد عملکرد سایت تره طولگیلان چیست؟




روستای تره تنگده طولگیلان

بنده قهرمان سنايى، فرزند محمد سنايى و گلچهره سعداللهى يكتا و متولد 1  ارديبهشت ماه 1336 هستم.
شايد آن روزهايى كه بانوان زحمتكش روستای ما خزانه هاى برنج را آماده مى كردند و در هر خزانه شاخه گلى از سيب يا بِه، شفتالو و ... را به نشان بارورى مى كاشتند، و مردان روستای ما نیزظهر ها از شاليزاران با گاو نر بر مى گشتند، تا در رودخانه ى روستا خود و گاو ها را از گِل پاك كنند و بعد از صرف نهار و نوشيدن چاى " آلبالو نشان" راهى جنگل شوند تا از برگهاى سبز روشن و با طراوت درختان "علوفه" اى تهيه كنند و در راه بازگشت آواز مى خواندند، آنگاه كه دامداران روستايمان كوه ها و دره هاى سبز و خرّم كوهستان هايمان را كه پر از بنفشه هاى سربه زير و پامچال هاى رنگارنگ و معطر بودند و تداعى بهشتى زمينى بودند، بسوى علف زاران ييلاقى ترك كرده و "كوكو" هاى غمگين را تنها گذاشته بودند تا به انتظار بازگشتشان آواز محزونشان را در دل كوهستان، "ژيه" ها و درّه هاى سبز پوش و آب در دل جارى، بسرايند، من هم متوّلد شدم.
تحصیلات ابتدایی را تا کلاس چهارم دبستان در منزل مرحوم خانجان محفوظى( يادم مى آيد كه صبح ها يك ديگ بزرگ شير،پودرى را پخته و با نان بربرى بين دانش آموزان توزيع مى كردند)طی کردم و ادامه تحصیلاتم را در كلاس هاى پنجم و ششم در مدرسه دولتى بهار(که از آن خاطره ی دريافت مدال نشان وليعهد را دارم)گذراندم و سپس در دبيرستان هلاكو رامبد که دوران جالبى بود و دوستان زيادى در اين دوره پيدا كردم(از جمله يكى از اين دوستان مرحوم هدايت روانپاك بود كه آن موقع آقاى گودرزى رئيس دبيرستان روز اول سال تحصيلى او را به عنوان شاگرد نمونه و زرنگ به همه در حياط دبيرستان معرفى كرد و متاًسفانه اين شاگرد زرنگ و در واقع نابغه محيط رشد پيدا نكرد و بيمار شد) ادامه دادم.
من در زندگى ام سه بار از طى مسير تحصيل بازمانده ام:
بار اول بر اثر بى احتياطى و عدم گوش كردن به نصايح والدين و بيدار ماندن هاى طولانى با دوستان در شب هاى امتحان، امتحانات نهايى ششم دبيرستان را بسيار خراب كردم. به كسانى كه من به آنها جبر و مثلثات ياد داده بودم، نمراتشان از من بيشتر بود، چون بعلت خستگى و عدم تمركز و خواب آلودگى، يا برخى از سوالات را نمى ديدم و يا بسيار كند شده بودم.
این نکته را به شما گوشزد می کنم که شب امتحان، شب درس خواندن و يادگرفتن نيست، شب استراحت و تمركز است. شما اگر درس تان را از قبل خوانده و آماده باشيد، احتياجى به درس خواندن در شب امتحان نخواهيد داشت و به هيچ وجه نبايد هم اين شب را بيدار بمانيد. هر چند من درسم را طى مدرسه رفتن خوانده بودم و جزو شاگردان زرنگ بودم، اين بيدارى ها نتايج بدى براى من داشت.
كسانى كه من با آنان بيدار مى ماندم، در بهترين حالت درسخوان نبودند و در بدترين حالت، "ناخواسته" من هم ضربه پذير شدم.
چون معدل ام پايين آمده بود، از رفتن به دانشگاه، از جمله دانشگاه پهلوى شيراز كه مرحوم استاد شفيقى با پرداخت ٦٠ تومان آن موقع كه پول كمى هم نبود، مرا ثبت نام كرده بودند که يادشان گرامى باد، باز ماندم و در فكر گرفتن ديپلم دوم ( ادبيات) بودم كه يكى از معلمان مرا از اين كار بازداشت. صريح بگويم: اگر نمرات آزمون سراسرى نبود، بايد به فكر ديپلم دوم مى شدم( ولى متاسفانه نمره خوب آزمون بايد با معدلم تركيب مى شد).
جوانان گاهى فكر مى كنند چون پدر و يا مادرشان "بيسواد" هستند و به مدرسه و دانشگاه نرفته اند، نبايد حرفشان را جدى بگيرند. نمى دانند كه والدين تجربه و شناخت در زندگى دارند و آنها خرافى نيستند و خرافى حرف نمى زنند بلكه از تجارب و شناخت خود بهره گرفته و سخن مى گويند، بايد حرفشان را بگوش جان خريد.
بارها حرف هاى بخصوص مادرم(که يادشان گرامى باد) را ناشنيده گرفتم: "بلَهْ، اْمِهْ درس اَهوُن نين، تِني اوَرَه بكردين..." و نتيجه منفى اش را هم ديدم.
دومین بار  بعد از رفتن به مدرسه عالى مديريت لاهيجان(گيلان)و رشته مديريت ادارى اتفاق افتاد: پس از اتمام مديريت ادارى در سه سال و نيم با داشتن ٨ واحد اضافى اقتصاد بايد براى ادامه تحصيل به كانادا و يا آمريكا فرستاده مى شدم (آن زمان شاگردان اول هر رشته با بورسيه جهت ادامه تحصيل تا سطح دكترى به آمريكا و يا كانادا فرستاده مى شدند و من هم شاگرد اول رشته مديريت ادارى بودم. كسانى كه نمرات بالا داشتند، اجازه داشتند واحد اضافى پاس كنند و يا ترم تابستانى بردارند و بدين طريق زمان تحصيلشان را كوتاه كنند)  كه همزمان شد با وقوع انقلاب و همه ى نقشه ها و تلاش ها بى نتيجه ماند.
با اين همه دوران دانشجويى در لاهيجان  بسيار زيبا و بيادماندنى بود و دوستان خوب و زيادى پيدا كردم. برخى از اين دوستان سياسى بودند و من هم كه زمينه اش را بخاطر ديدن بى عدالتى ها در زندگى داشتم، سياسى شدم كه ادامه ى آن به پادگان عباس آباد براى افسران "سپاه دانش" كشيد و دولت موقت عذر ما را خواست و ما را معاف و بيكار به خانه فرستاد و سپس هم فعاليت سياسى در تالش ادامه داشت تا مهاجرت به خارج از كشور روى داد.
سومین بار هم رها كردن دانشگاه در روسيه سفيد (مهندسى تاسيسات ساختمان) بخاطر مهاجرت به آلمان.
در روسيه سفيد با ديدن دوره ى تراشكارى مشغول كار شده بودم و بعد از چند سال به دانشگاه رفتم. اما بعد از حدود يكسال و نيم براى مهاجرت دانشگاه را رها كردم  و از سال ١٩٩٠ به آلمان مهاجرت كردم،كوچى ديگر و يادگيرى زبانى جديد.
زندگى در مهاجرت آسان نبود، مثل همه جاى اين كره ى خاكى، بدون تلاش، استقامت و هدف داشتن براى رسيدن به آن، زندگى سخت تر و آينده مبهم تر مى بود.
اين بار نيز عشق به يادگرفتن و آموختن مرا واداشت تا رشته مديريت صنعتى را شروع كنم كه همزمان يادگيرى كامپيوتر هم شروع شد و هر دو به پايان رسيد (مديريت صنعتى در آلمان -IHK- و دوره كامپيوتر SINIX  و Novell  و سپس  Microsoft و MSCE ).
بعد از چند ماه هم كار در  زمينه مديريت صنعتى به كار در كامپيوتر پرداختم و تاكنون  در زمينه ى (IT) ، يعنى از سال ١٩٩٥ تا كنون در آلمان كار مى كنم.
حال دو پسر و يك دختر دارم.
پسرم جهانگير انفورماتيك اقتصادى را تمام كرده، دخترم جوانه فوق ليسانس روانشناسى را طى مى كند و نويد هم كلاس دوازدهم است.
من اين را تجربه كرده ام كه هرگاه پيگير باشى، مثلاً در درس خواندن و يادگيرى، لذت آن ترا ترغيب و تشويق مى كند، لذت مى برى و ميخواهى بيشتر بياموزى. بر عكس اش هم همينطور، ترس از نشستن و آموختن دلسردى و نااميدى به بار مى آورد. فقط آغاز مصمم هر كارى سخت است. تلاش و پيگيرى ترا در جهت هدفت به پيش خواهند برد. هيچ توجيهى براى تنبلى نيست؛ هستند كسانى كه با يك دو بار خواندن مطلب را درك كرده به حافظه مى سپارند و برخى ديگر بايد چند بار آن را مطالعه كنند تا دريابند و در واقع زحمت  بيشترى بكشند. ولى اين زحمت نتيجه اش را خواهد داد. مهم هدف داشتن و تلاش براى دستيابى بدان و دلسرد نشدن عليرغم مشكلات است.
ياد پدر و مادرم و نیز همه ى رفتگان روستایمان گرامى باد! همه شان انسان هاى زحمتكشى بودند. هيچوقت تشويق هاى پدر و مادرم براى درس خواندن از يادم نمى رود.
و هيچگاه زحمات و آموزش معلمان و دبيرانى كه دلسوزانه مى آموختند مانند عزيز پوستى، آژگان در روستای تره، مدير دلسوز دبستان بهار آقاى قلى زاده، دبيرانى چون نفتچى، نصرت الهى،قربانی فر، معصومى، راهنما و ....در دبيرستان هلاكورامبد،فراموش نخواهند شد.
من هنوز هم يك دانش آموز هستم و دارم ياد مى گيرم و از اين طريق خودم را با همه ى دانش آموزان و جوانان، بخصوص هم محلى ها نزديك مى دانم.
براى همه ى هم محلى هاى عزيز آرزوى تندرستى و موفقيت دارم و با شنيدن خبر هر موفقيت شما بر شادى دل ما و دوستدارانتان افزوده مى گردد.
به جوانان كوشا و موفق روستا  افتخار مى كنم، هر چند همه ى شما را دوست مى دارم و برايم  گرامى  هستيد.
دلشاد و پيروز باشيد!

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. سارا اسماعیلی مقدم : سلام بر شما شوهر خاله عزیز و گرامیم ..امیدوارم همیشه و درهر جای دنیا که هتسن سربلند و خرم باشین .....درود برشما


  1. مرتضی وطن دوست : درود بر شما پسر عمه گرانقدرم.احسنت و مرحبا یر شما.تعریف هنرو تخصص شما در نوشته هایتان را قبلا از داداش جعفر خیلی شنیده بودم و از کم و بیش از نامه های قدیمی تان دیده بودم . ولی خیلی وقت بود که سعادت بهره مندی نداشتیم.
    قدرت نویسندگی و سرگذشت پر افتخارتان خیره کننده و الگویی بسیار نیکو برای همه و به خصوص هم محلی های عزیز است. از نصایح با بیان صمیمانه و بسیار ارزشمند شما سپاسگزاریم و آرزوی توفیق روز افزون برایتان دارم. ارادتمند، مرتضی - تهران اسفند 94


درباره ما

روستای تره طولگیلان
این سایت جهت معرفی روستای تره طولگیلان شهرستان تالش توسط حسین عزیزطولی طراحی و مدیریت می شود

موضوعات

  • دیباچه(معرفی روستا)
  • تاریخچه روستا 2
  • موقعیت جغرافیایی 1
  • آمار و ارقام 1
  • آداب و رسوم روستا 1
  • بزرگان و ریش سفیدان روستا 1
  • اخبار روستا
  • فراخوان و اطلاعیه ها 12
  • خبر جدید 18
  • افتخارات و مشاهیر روستا
  • نهادهی دولتی/اداری/خدماتی
  • شورای اسلامی روستا 1
  • دهیاری روستا 2
  • پست بانک روستا 1
  • خانه بهداشت روستا 0
  • دادگستری 1
  • هواشناسی سینوپتیک 0
  • آموزشی/فرهنگی/ورزشی
  • دبستان شهید ایرج کبودمهری 5
  • مهدکودک روستا 1
  • زمین فوتبال روستا 1
  • اماکن زیارتی و مذهبی
  • مسجد جامع روستا 1
  • بقعه متبرکه بابا اسماعیل 1
  • بقعه متبرکه قُشَه جد 1
  • شهیدان روستا 2
  • تولیدی/صنعتی/کشاورزی
  • کارخانه برنجکوبی 0
  • کارخانه چوب بری 0
  • آهن آلات و تولیدات فلزی 1
  • کارگاه بلوک زنی و مصالح ساختمانی 1
  • کارگاه جوراب بافی باوند 0
  • استخر پرورش ماهی 1
  • نانوایی ها
  • نانوایی بربری احمدنیا 0
  • نانوایی بربری محبی 0
  • نانوایی بربری سیدمحله 0
  • سوپرمارکت ها
  • آیناز(آزاد اسدی دخت) 1
  • علی عزیزطولی 0
  • افشین رضایی 1
  • عاکف اشرف 0
  • داریوش دانشور 0
  • پیام مرادی نژاد 0
  • حاج میرزا دانشور 0
  • کاسبرگ(محمد حسن آذرم) 1
  • رستوران/مواد پروتئینی/کافه(قلیان سرا)
  • رستوران ساحل 0
  • چلوکبابی دادلی 1
  • کافه پارادایس(آزادی) 0
  • کافه پیمان(محسن رضایی) 0
  • بخش علمی و فناوری و پزشکی